دفتری بود که گاهی من و تو

می نوشتیم در آن

از غم و شادی و رویاهامان

از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم

من نوشتم از تو:

که اگر با تو قرارم باشد

تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد

که اگر دل به دلم بسپاری

و اگر همسفر من گردی

من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال

تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا!!!

تو نوشتی از من:

من که تنها بودم با تو شاعر گشتم

با تو گریه کردم

با تو خندیدم و رفتم تا عشق

نازنیم ای یار

من نوشتم هر بار

با تو خوشبخترین انسانم…

ولی افسوس

مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من!!!






تاریخ : یکشنبه 28 آبان 1391 | 03:08 ق.ظ | نویسنده : زهرا آبایی | نظرات

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات