تبلیغات
عشق - خداوندا...

به نام خالق درد...

 خداوندا...دلش سنگ است...چرا پس قلب من همواره با فکرش بی قراری میکند؟؟

 قلب من،، آرام باش، تو لطیفی و مهربان... زود رنجی و زودهم گَم میشوی! وقتی که گَم می شوی پیدا کردنت سخت... اگر هم پیدا شوی،، در دستان غریبه ی آشنایی هستی که بی رحم است!

 قلب او سنگ است... جز برای خودش نمی تپد...! ای کاش سنگ بود...... اصلا او قلب دارد؟؟!!؟

خداوندا...درقانون قلب ها نیز سختی وجود دارد؟؟سختی قلب او بیشتر از سختی قلب من است. در آزمایش دوست داشتن،، منم که خرد می شوم...منم که می شکنم. شکستن سنگ،، سنگ می خواهد. ،،،، چرا مرا از شیشه آفریدی؟؟؟!؟؟

برگذشتگان عذاب نازل می کن،، سنگشان می کنی.......... آدم های امروزی که سنگ ترند!!!!....خدایا... مرا هم سنگ کن! شاید بتوانم او را خرد کنم،نرم کنم.. قلبش را بشکنم....

خداوندا، چه شد پس؟؟؟ پس چه شد آن سنگی که در داستانی از کتاب فارسیم، برای آن جوانه ی تشنه شکاف برداشت، به دو نیم شد.. و از میان آن شکاف قلبش آبی زلال جاری گشت تا جوانه را سیراب کند؟...........یعنی سنگ ها هم احساس دارند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!

نویسنده: زهرا پایدار

 




تاریخ : دوشنبه 12 فروردین 1392 | 09:16 ق.ظ | نویسنده : زهرا آبایی | نظرات

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ