تبلیغات
عشق - عاشق...

عاشق...

چه بی ریا اومدم به قلب عاشق تو

باورم شد حرفای به ظاهر صادق تو

چه پر غرور می ری از این دل شکسته

انگار عهدی نبستی با این عاشق خسته

جنگل خون چشمات هواش چقدر سرده

هر یه نگاه چشمات حدیث مرگ و درده

رفتن تو از پیشم دیگه شده مصمم

اما این دل عاشق هنوز باور نکرده

نکنه ازم رنجیدی؟ بگو تقصیرم چی بوده؟

یا دلت یه جای دیگست؟ دل تو دست کی بوده؟

نکنه دوسم نداشتی، که میخوای فرار کنی؟؟

بری و یه بار دیگه منا بی قرار کنی؟؟

قسم به اون شقایق که خون و مست عشقه

از تو جدا شدن شکست عشقه... از تو جدا شدن... شکست عشقه!!!!!!

من با وفا بودم ولی با من جفا کردی عزیز

تنها خدا میدونه که با دل چه ها کردی عزیز

شرمنده است این دل، این جان بی قابل

شرمنده ی روح است، از عشق بی حاصل.

شعر از : زهرا ماست




موضوعات مرتبط : شعرهای یهویی،


تاریخ : چهارشنبه 29 شهریور 1391 | 02:15 ق.ظ | نویسنده : زهرا آبایی | نظرات

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ